تبليغاتX
سـوتـــه دلان


سـوتـــه دلان

ღ از دوســت بــه یــادگــار دردی دارم ღ

ســکـــوت

 

 

 

 

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه‌اي مي‌كند

روياهايش را آسمان پرستاره ناديده مي‌گيرد

و هر دانه برفي،

به اشكي نريخته مي‌ماند.

 

سكوت سرشار از ناگفته‌هاست ..    از حركات ناكرده؛

اعتراف به عشقهاي نهان؛              و شگفتيهاي بر زبان نيامده.

 

در اين سكوت ...

حقيقت ما نهفته است؛

حقيقت تو           و حقيقت من

 

براي تو و خويش چشماني آرزو مي‌كنم

كه چراغها و نشانه‌ها را در ظلماتمان ببيند ...

 گوشي كه صداها و شناسه‌ها را

در بيهوشي‌مان بشنود ..

 

براي تو و خويش

روحي كه اينهمه را در خود گيرد       و بپذيرد.

 

و زباني كه در صداقت خود،   ما را از خاموشي خويش بيرون كشد

و بگذارد از آن چيزها كه در بندمان كشيده است...   سخن بگوييم

 

 

نویسنده: افــســون ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

مادر ...

 

 روز زن و روز مادر بر تمامی بانوان گرامی و مادران عزیز

مبارک باد

مادر بهشت من همه آغوش گرم تست

گوئی سرم هنوز ببالین گرم تست

پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست

هرلحظه باخیال توجانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز

تنهائیم مباد که تیره است بی تو روز

دائم حریم قدس تو احساس میکنم

احساس قدس آن دم انفاس میکنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست

گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه های تو میخفت غصه ها

میرفت چشم و گوش بدنبال قصه ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست

امّا به گریه تو هم آفاق میگریست

صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام

رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من

اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای تست

فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست

جنت نهاده زیر قدمهای مادر ست




نویسنده: افــســون ׀ تاریخ: شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تـــــو .....

 

تو ستارۀ غریبی

تو شکوه باور من

شب عاشقیست یارا

بنشین برابر من

تو چه کرده ای که با تو

شده عشق تار و پودم

تو چه کرده ای که عمریست

 پی تو در سجودم

تو چه کرده ای که عمری

 در پی ات دویده ام من

به خدا قسم که با تو به خدا رسیده ام من

چه شکسته ایستادی چه شکسته تر پریدی

به طواف عاشقان

  حرم خدا رسیدی

 حرم خدا رسیدی...

نویسنده: افــســون ׀ تاریخ: دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

پـــوزش

 

گفته بود پيش از اين‌ها: دوستي ماند به گل

دوستان را هر سخن، هركار، بذر افشاندن است

در ضمير يكدگر

باغ گل روياندن است

 

گفته بودم: آب و خورشيد و نسيمش مهر هست

باغبانش، رنج تا گل بردمد

گفته بودم گر به بار آيد درست

زندگي را چون بهشت

تازه، عطرافشان و گل‌باران كند

 

گفته بودم، ليك، با من كس نگفت

خاك را از ياد بردي خاك را

لاجرم يك عمر سوزاندي دريغ

بذرهاي آرزويي پاك را

 

آب و خورشيد و نسيم و مهر را

زانچه مي‌بايست افزون داشتم

شوربختي بين كه با آن شوق و رنج

« در زمين شوره سنبل» كاشتم

- گل؟

چه جاي گل، گياهي برنخاست

در پي صد بار بذرافشاني‌ام

باغ من، اينك بيابان است و بس

وندر آن من مانده با حيراني‌ام

 

پوزشم را مي‌پذيري،

                     بي‌گمان

عشق با اين اشك‌ها، بيگانه نيست

دوستي بذري‌ست، اما هر دلي

درخور پروردن اين دانه نيست.


شعر از : فریدون مشیری

نویسنده: افــســون ׀ تاریخ: جمعه یکم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to naghmehehasrat.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20

 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست